الشيخ أبو الفتوح الرازي

103

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

و شرع حرام است و ايشان بر دست دارند و تعاطى مىكنند . آنگه بر سبيل مذمّت و نكوهش گفت ايشان را : * ( لَبِئْسَ ما كانُوا يَفْعَلُونَ ) * ، بد چيزى است آنچه ايشان مىكنند ، و منكر بخلاف معروف باشد ، و انكار ضدّ اقرار باشد . و در آن كه مراد به منكر چيست اين جا ( 1 ) سه قول گفتند : يكى آن كه ماهى گرفتن است روز شنبه ، دوم آن كه رشوت ستدن است در احكام . سه‌ام ( 2 ) آن كه ربا خوردن است و بهاى پيه كه بر ايشان حرام بود چون پيه نمىخوردند و مىفروختند و بهايش مىخوردند و ندانستند كه آنچه عينش حرام بود بهايش هم حرام بود ، و حمل كردن بر عموم اوليتر بود چه تنافى ( 3 ) نيست ميان اين اقوال . عبد اللَّه مسعود روايت كرد از رسول - عليه السّلام - كه او گفت : در بنى اسرائيل چون كسى منكرى كردى يكى بيامدى و او را نهى كردى ، او باز ناستادى ( 4 ) از آن . بر دگر روز چون او را ديدى با او اختلاط و مواكله و مشاربه كردى و از او تبرّا نكردى . چون خداى تعالى از ايشان چنين ديد ، دلهاى ايشان بعضى بر بعضى زد و لعنت كرد ايشان را بر زبان داود - عليه السّلام و عيسى مريم - عليه السّلام - و از ايشان قرده و خنازير ساخت و به آن خداى كه جان من به امر اوست كه اگر امر معروف كنى و نهى منكر كنى و دست سفيه به دست گيرى و او را بر حق بدارى و الَّا خداى تعالى دلهاى شما بر يكديگر ( 5 ) زند و لعنت كند شما را چنان كه لعنت كرد ايشان را . * ( تَرى كَثِيراً مِنْهُمْ ) * ، اى محمّد بينى بسيارى را از ايشان ، بعضى گفتند : مراد اهل كتابند از جهودان و ترسايان ، بعضى دگر گفتند : مراد جهوداناند تنها ، و بعضى گفتند : مراد كعب اشرف است ( 6 ) كه ايشان تولَّا مىكنند به مشركان ، تولَّاى نصرت و با يكديگر دوستى مىكنند تا يك دست و يك زبان باشند بر تو كه محمّدى . * ( لَبِئْسَ ما قَدَّمَتْ لَهُمْ أَنْفُسُهُمْ ) * ، بد چيزى است كه نفس ايشان براى ايشان تقديم كرد و از

--> ( 1 ) . آج ، لب ، بم ، آف ، آن : آنجا . ( 2 ) . آف : سيوم ، آف ، مر : سيم . ( 3 ) . آج ، لب : منافى . ( 4 ) . مج ، مت ، وز ، آف ، مر : نه ايستادى ، لت : نايستادى ، لب : استادى . ( 5 ) . مج ، مت ، وز ، لب ، لت ، آن ، مر : يكديگر . ( 6 ) . مر يتولَّون الذين كفروا .